(غریبه)دست مرا بگیر که باغ نگاه تو(فریدون مشیری)
غریبه
دست مرا بگیر که باغ نگاه تو
چندان شکوفه ریخت که هوش از سرم ربود
من جاودانیم که پرستوی بوسه ات
بر روی من دردی ز بهشت خدا گشود
اما چه میکنی دل
را که در بهشت خدا هم غریب بود
فریدون مشیری
از کتاب : ابر و کوچه
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم شهریور ۱۳۹۵ ساعت 18:34 توسط سیدمجتبی محمدی
|