تبليغاتX
دوست داران فریدون مشیری - گلبرگ دیگر از نوشته های فریدون

دوست داران فریدون مشیری

شعر

گلبرگ دیگر از نوشته های فریدون

***در زلال شب***

شب٬ آن چنان زلال٬ که می شد ستاره چید!

دستم به هر ستاره که می خواست رسید!

نه از فراز بام٬

                    که از پای بوته ها

                                  می شد ترا در آیینه هر ستاره دید!

 در بی کران دشت

در نیمه های شب

جز من که با خیال تو می گشتم

جز من که در کنار تو ٬ می سوختم غریب!

تنها ستاره بود که می سوخت.

تنها نسیم بود که می گشت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم خرداد 1385ساعت 23:28  توسط اشکمهر  |